نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسندگان English
نقش نخ و سوزن و پوشاک در تاریخ بشر غیرقابل انکار است و این، شامل ایران باستان نیز میشود. لیکن آسیب-پذیری پارچه سبب شده تا در میان کشفیات باستانشناسی، سهم منسوجات نسبت به سنگ، سفال، فلز، چوب و غیره اندک باشد.
از سوی دیگر، عوامل متعددی همچون اساطیر آمیخته با تاریخ ایران باستان و فراز و فرودهائی که طی ۲۵۷۵ سال از زمان پیروزی کورش بر پادشاهی ماد تاکنون بر ایران گذشته است، در شکلگیری جهانبینی، سبک زندگی و تنوع فرهنگی اقوام ایران نقش مؤثر ایفا کردهاند. تنوع اقلیمی فلات ایران به مرکزیت ایران کنونی نیز بر این تنوع فرهنگی تأثیری انکارناپذیر داشته است. مجموعهی این عوامل، به نتایج شگفتانگیزی در تنوع و ارزش هنری رشتههای دو گروه دوختهای سنتی و نساجی سنتی منتهی شده است. متین (1402) در مقدمهای که بر کتاب «پوشاک در ایران باستان» نگاشته است، فرهنگ ایران را ازجمله فرهنگ هایی میداند که تنوع زیادی را در پوشش گروههای مختلف اجتماعی پذیرفته. او ضرورت مطالعات پوشاک را، نگرشی چندبعدی از زاویه علوم گوناگون (نظیر انسانشناسی، باستانشناسی، جامعهشناسی، تاریخ، نشانهشناسی و زیباییشناسی) میداند.
در این میان، رشتههایی که از نخ گلابتون (نخ زَر) استفاده میکنند و موضوع پژوهش حاضر هستند نیز مشمول همین ضرورتاند؛ بهویژه که رشتههای دو گروه دوختهای سنتی و نساجی سنتی، از دیرباز با نقش و جایگاه زنان در جامعهی ایرانی نیز پیوندی عمیق داشتهاند.
بازهی زمانی پژوهش حاضر از حیث تحلیل متون، از پادشاهی هخامنشیان تا دوران معاصر را دربرمیگیرد هرچند گریزی ناگزیر هم به پادشاهی مادها و جمشید اساطیری میزنیم.
این گریز براساس متون مکتوب و شواهد باستانشناسی نیست چرا که چنین مستنداتی از کاربرد نخ گلابتون در دوران مادها و پیشتر از آن در دست نیست ولی میتوان حدس زد که با افزایش قدرت سیاسی و ثروت مادها که از قرن نهم پیش از میلاد به بعد کاملاً در غرب ایران استقرار یافته بودند، میبایستی سبک هنری خاصی ازجمله در پوشاک شکل گرفته باشد (کورتیس، 1402). از دیگر سو، نمیتوان تجارت مادها با چین، هند و میانرودان را که براساس شواهد تاریخی، بسیار پیشتر به فناوری بافت منسوجات زرین دست یافته بودند و همچنین تأثیرگذاری مادها را بر قوم پارس نادیده انگاشت. خصوصاً که منسوجات زربفت در زمان حکمرانی قوم پارس (هخامنشیان) بخشی از شکوه و تجمل موجود در پارسه (تختجمشید) بوده است؛ جایی که نمایندگان ساتراپیها از سرتاسر بزرگترین امپراتوری آن روز، هرساله هدایای خود را در بزرگترین گردهمایی جهان یعنی جشن نوروز به پیشگاه شاه عرضه میکردند. منسوجات زرین در پارسهی هخامنشیان که به تعبیر هرودوت (1384) «صاحب سرزمینی بودند که طلا در آن مانند ریگ جاری بود...» نشانهای از شکوه، تجمل، ثروت، اقتدار، معنویت و زیبایی بود.
نخ گرانقیمت گلابتون وقتی با نقشمایههای گیاهی و انتزاعی و هُنرِ دستِ دوزنده یا بافندهی ایرانی ترکیب میشود، شکوه و ریشههای تاریخی ایران را بازنمایی و تنوع فرهنگی و اقلیمی آن را بازخوانی میکند و از همین روی عنوان «گلابتوندوزی؛ بازنمائی شکوه و تجمل» برای این مطالعه برگزیده شده است.
پژوهش حاضر، با هدف ارائه تحلیلی از پیشینه تاریخی، فنون دوخت، نقشمایهها و جایگاه نخ گلابتون در صنایعدستی و هنرهای سنتی ایران انجامشده و نیز یافتههای یک مطالعهی میدانی دربارهی پراکندگی گلابتوندوزی و کاربرد نخ گلابتون در ایران امروز را شامل میشود. این تحقیق، در پی آن است تا خلاء یک پژوهش مستقل دربارهی گلابتون-دوزی و رشتههایی که از نخ گلابتون در آنها استفاده میشود را پرکند و نسبت به خطر فراموشی این رشتهها هشدار دهد.
چارچوب مفهومی
این پژوهش با بهرهگیری از مفهوم «بازنمایی» در مطالعات فرهنگی استوارت هال (Hall, 1997) گلابتوندوزی را فراتر از یک فن تزیینی و بهمثابهی یکی از اشکال بازنمایی فرهنگی در نظر میگیرد. از این منظر، نقشمایهها، شیوههای دوخت، رنگها و کاربردهای گلابتوندوزی صرفاً عناصر زیباشناختی نیستند، بلکه میتوانند حامل معانی فرهنگی، تاریخی و هویتی باشند و در بسترهای مختلف جغرافیایی، بازتابدهندهی ویژگیهای اجتماعی و فرهنگی جوامع محلی تلقی شوند.
ازاینرو، کاربرد نخ گلابتون در بسیاری از نمونههای تاریخی را میتوان نهتنها در پیوند با جنبههای فنی و هنری، بلکه بهمثابهی بخشی از نظام فرهنگی تولید معنا نیز تحلیل کرد. در این چارچوب، گلابتوندوزی صرفاً یک شیوهی تزیین پارچه نیست، بلکه میتواند بازنمایی مفاهیمی چون شکوه، تجمل، منزلت اجتماعی، باورهای فرهنگی و هویت محلی باشد که در قالب نقشمایهها، مواد اولیه و شیوههای دوخت متجلی شدهاند.
روش پژوهش
پژوهش حاضر به لحاظ هدف، در زمره پژوهشهای بنیادی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی ـ تحلیلی و کیفی است. دادههای پژوهش از طریق مطالعات کتابخانهای، بررسی نمونههای موزهای و مجموعههای شخصی و نیز مطالعات میدانی گردآوری و تحلیل شدهاند.
در بخش مطالعات موزهای، ده نمونه اثر گلابتوندوزی از گنجینهی کاخ صاحبقرانیه، یک نمونه از موزهی ملی ملک، یک لباس زربفت متعلق به دورهی صفوی و دو نمونه پوشاک قاجاری از مجموعهی خصوصی شهین ابراهیمزاده پزشکی مورد مطالعه قرار گرفت. انتخاب این نمونهها بر اساس تنوع فنون دوخت، دورهی تاریخی و نوع کاربرد آثار انجام شد.
مطالعات میدانی با هدف شناسایی پراکندگی جغرافیایی گلابتوندوزی، ثبت نمونههای موجود، مستندسازی فنون دوخت و بررسی نقشمایههای رایج در مناطق مختلف ایران انجام شده و نمونههای گلابتوندوزی از طریق مشاهدهی مستقیم و مستندسازی تصویری در استانها و شهرهای مورد مطالعه گردآوری شده است. نمونههای مشاهدهشده از نظر فنون دوخت، مواد اولیه، نقشمایهها، کاربرد و پراکندگی جغرافیایی بررسی و طبقهبندی شده و دادههای حاصل در کنار منابع مکتوب و نمونههای موزهای بهصورت تطبیقی تحلیل شدند. بر این اساس، جداول مربوط به پراکندگی جغرافیایی گلابتوندوزی، فنون دوخت و نقشمایههای مرتبط تدوین و در بخش یافتهها ارائه شد.
مناطق منتخب برای جمعآوری و مشاهدهی نمونهها بر اساس شواهد تاریخی، منابع مکتوب، گزارشهای پیشین و شواهد عینی دال بر وجود گلابتوندوزی تعیین شدهاند. با توجه به اینکه گلابتوندوزی، همانند بسیاری از رشتههای دوختهای سنتی ایران، عمدتاً توسط زنان خانهدار و در مقیاسهای کوچک، خانوادگی و غیرکارگاهی دنبال میشود، بخش قابل توجهی از فعالیتهای مرتبط با آن در نظامهای رسمی ثبت نمیشود. ازاینرو، یافتههای پژوهش ناظر بر نمونهها و مناطق بررسیشده است و ادعای شمول کامل همهی مناطق ایران را ندارد.
کلیدواژهها English